پریا هیچی نگفتن
زار و زار گریه میکردن پریا
مثل ابرای بهار
گریه میکردن پریا ...!
پریای نازنین !
چتونه زار میزنین ؟
توی این صحرای دور
توی این تنگ غروب...!
نمیترسین پریا ؟
نمیاین به شهر ما ؟
شهرما صداش میاد ...!
صدای زنجیراش میاد !
امشب تو شهر چراغونه !
خونه ی دیوا داغونه...!
پــَــریـآ / شـــآملـــو ! (:
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینیپور